فريدون بن احمد سپهسالار

201

زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )

او را به خاك سپردند و وى در زمان خود از بزرگان مشايخ خراسان بوده و مؤلفات چند دارد از آن جمله كتاب المحبوب و سجنجل الارواح كه در آنها مطالب بسيار مرموز و مبهم در پرده گفته است و نيز شعر فارسى و تازى را نيكو مىسروده و اشعارى ازو مانده است . چنان كه گفتيم سعد الدين حموى در جوانى بدمشق رفته و چندى آنجا مانده است ولى اقامت او در دمشق با زمان جلال الدين محمد وفق نمىدهد زيرا بتصريح خود مؤلف جلال الدين محمد در 604 ولادت يافته و سعد الدين حموى يك سال بعد از آن در 605 درگذشته است و اقامت وى در دمشق مدتها پيش از ولادت جلال الدين محمد بوده است . ( 42 ) ص 25 س 3 : شيخ عثمان الرومى : در ميان عرفاى قرن هفتم كسى را كه عثمان نام باشد نيافتم بجز عثمان الخطاب كه از مشايخ مصر بوده و در زمانى كه به زيارت بيت المقدس رفته است در آنجا پس از سال 800 درگذشته است « 1 » . و درين صورت ممكنست كه اوايل زندگى او با زمان جلال الدين محمد مصادف بوده باشد . ( 43 ) ص 25 س 4 : شيخ اوحد الدين كرمانى : اوحد الدين حامد بن ابو الفخر كرمانى نيز از بزرگان عرفاى قرن هفتم بوده از احوال او اطلاع درستى نيست جز آنكه گويند مريد شيخ ركن الدين سنجاسى و او مريد قطب الدين ابهرى و او مريد ابو النجيب سهروردى بوده است و با شيخ محيى الدين ابن العربى ديدار كرده و از رسالهء اقباليه تاليف ركن الدين

--> ( 1 ) طبقات الكبرى از عبد الوهاب شعرانى قاهره 1343 ج 2 ص 96 97